شرفخانلو، نویسنده خاطرات شهدای مدافع حرم در گفتگو با «سراج 24»:

کتاب "شبیه خودش" درباره شهید حامد جوانی نوشته شد/انتشارات روایت فتح برای انتشار کتاب خاطرات شهدای مدافع حرم/ناگفته هایی از شهدای مدافع حرم

کتاب «شبیه خودش» درباره خاطرات شهید حامد جوانی از شهدای گرانقدر مدافع حرم می باشد که در آینده نزدیک منتشر خواهد شد و امیدوارم از طریق این گونه کتاب ها بتوانیم اقشار مختلف مردم را با نگاه و دغدغه های مردان مقاومت و شهادت آشنا کنیم.

گروه فرهنگی «سراج24»- مرتضی اسماعیل دوست: شهدای مدافع حرم، مردانی هستند که همچون هم کیشان خود در دوران دفاع مقدس، جان و دل را در حریم دوست شسته و روحشان بیقرار رسیدن به آسمان دلدادگی ها است. جوانانی که حالا مرزهای مقاومت را آن سوتر از سرزمین مان یافته اند و این بار هم عزمی راسخ برای دفاع از کیان اسلام دارند و مهم ترین قوه باورمندی خود را از حرم زینبی می جویند.

در بخش فرهنگی «سراج24» و براساس رسالتی که به عهده داریم به دنبال آن بوده تا مخاطبان را با این مردان گمنام اما خوش نام الهی بیشتر آشنا سازیم و از این رو به دنبال نگاهی هستم تا بازتاب نورانیت جوانانی گرانقدر و خالص از دیار زینبی باشد. در پیگیری فعالیت های فرهنگی صورت یافته در خصوص زندگی نامه شهدای گرانقدر مدافع حرم، خرسند از این شدم که قرار است مجموعه ای ویژه از خاطرات مردان آسمانی مدافع حرم به دیده مخاطبان درآید که نویسنده یکی از این آثار جوانی متعهد است با نام حسین شرفخانلو که خود فرزند شهیدی بزرگوار است. حسین را مدتی است که می شناسم و با آثارش در زمینه نشر خاطرات پدرش آشنا هستم. در این گفت و گو درباره تازه ترین اثر حسین شرفخانلو که در نمایشگاه کتاب رونمایی می شود، آشنا می شویم و البته به بیان خاطراتی از شهید بزرگواری می رسیم که به شدت آدمی را درگیر احساساتی پاک می سازد.

 

درباره تازه ترین اثری که در نمایشگاه کتاب داری، برای مخاطبان بگو.

کتاب «شبیه خودش» درباره خاطرات شهید حامد جوانی از شهدای گرانقدر مدافع حرم می باشد که در آینده نزدیک منتشر خواهد شد و امیدوارم از طریق این گونه کتاب ها بتوانیم اقشار مختلف مردم را با نگاه و دغدغه های مردان مقاومت و شهادت آشنا کنیم.

این کتاب از طریق چه انتشاراتی به چاپ رسیده است و آیا شامل مجموعه ای از آثار مرتبط با شهدای گرانقدر مدافع حرم خواهد بود؟

بله، یکی از اتفاقات خوب در حوزه کتاب، برنامه های جدیدی است که از طرف انتشارات روایت فتح برای انتشار خاطرات خانواده های شهدای مدافع حرم در نظر گرفته شده و قرار است در مجموعه ای تحت عنوان شهدای مدافع حرم چاپ شود و چند نویسنده مشغول نگارش این کار هستند که به نظرم کتابی که من نوشتم اولین سری از این مجموعه خواهد بود که خدا توفیق داد و توانستم در عرض 3 ماه آن را بنویسم.

در چه زمانی تصمیم گرفتید به نوشتن خاطرات این شهید بزرگوار اقدام کنید و چه بخشی از وجوه گرانقدر شهید حامد زمانی برایتان برجسته بوده است؟

این کتاب در حالی منتشر می شود که هنوز اولین سالگرد این شهید بزرگوار نرسیده است. من دی ماه سال گذشته شروع به جمع آوری خاطرات این شهید از زبان پدر و مادر و برادر و دوستانش کردم. همچنین با چند تن از فرماندهان آن شهید برای دریافت خاطراتش ارتباط برقرار کردم. شهید حامد زمانی انسان خاصی بود و در شهر تبریز شهادتش بسیار بازتاب داشت. به طور کلی من اعتقاد دارم که باید بیشتر به شهدای شهرستان ها پرداخت، چرا که کمتر در موردشان نوشته شده است. شهید زمانی به نحو خاصی شهید شد و از خانواده بسیار ارزشمندی برخوردار است که در جلسات و برنامه های مختلف به بیان دیدگاه فرزند شهیدشان پرداختند.

درباره وجوه گرانقدر و خاص شهید حامد جوانی بیشتر توضیح دهید.

ما ترک ها به افرادی که خیلی در حسینیه ها و مراسم های مربوط به امام حسین(ع) شرکت می کنند و ارادت ویژه ای دارند، حسین چی می گوییم و شهید حامد جوانی هم حسین چی بود. حامد متولد سال 1369 بود و سال گذشته به شهادت رسید. شهید جوانی در زمان رفتن به سوریه به مادرش گفت که من یک عمری یا حسین گفتم و حالا نمی توانم بدون تفاوت درباره حرم زینبی باشم و باید بروم. مادرش هم از این مساله استقبال کرده و گفت که من شیری را که به تو دادم در مراسم های حسینی و همراه با اشک مریدان حسین بوده است و افتخار می کنم که مدافع حرم حضرت زینب(س) باشی. در آخرین دیداری که شهید حامد جوانی دارد اتفاقاتی افتاد که واقعا جای تامل دارد که او آگاه برای شهادتش بود. مثلا دوستانش به او می گویند که برود و درجه بگیرد اما حامد می گوید که من درجه ام را از سوریه توسط خدا می گیرم و با اصرار بسیار به پزشکی می رسد که به او می گوید فردا برای گرفتن امضای تائیدیه بیاید. حامد جوانی به دکتر می گوید که من فردا باید عازم سوریه شوم و چند روز دیگر هم مرا برمی گردانند و حسرتش به دلت می ماند که چرا برگه مرا امضاء نکردی!

بسیار جالب است که با آگاهی شهید شدن به سمت سوریه می رود.

بله، باز هم قبل از اعزام به پیش مادرش می رسد و به او می گوید که اگر من شهید شدم قول بده که گریه نکنی و دستش را روی قلب مادرش می گذارد و چنان تاثیری در مادر ایجاد کرده که هنوز هم با وجود شهادت فرزندش گریه نکرده است! در واقع آرامش خاصی در وجود مادر با آن دست های آسمانی فرزندش ایجاد شد.

باز هم خاطراتی از آن شهید بزرگوار مدافع حرم دارید که برای مخاطبان بازگو کنید.

خاطرات بسیاری از سوی اطرافیان عنوان شده است که واقعا درس آموز است، مثلا قبل از شهادت به دسته ای از گروه موزیک پادگان برخورد می کند و با توجه به این که قبلا فرمانده آن ها بوده است به گروهش می گوید که مرا بعد از رفتن به سوریه باز می گردانند و شما هم اگر در زمان مراسم من خوب اجرا نکنید از شما رضایت نخواهم داشت! به هر حال این گونه شواهد نشان می دهد که شهید حامد جوانی می دانسته که به سمت شهادت خواهد رفت. حتی وصیت نامه خود را هم می نویسد.

در وصیت نامه شهید چه اشاراتی به بازماندگان شده است؟

در وصیت نامه باز هم اشاره به این شده که دوست داشته به خاطر ارادت به شهدای عاشورا مانند حضرت ابوالفضل العباس(ع) شهید شود. بعد از چند روز قبضه توپ ایشان را می زنند و ایشان به کما می رود. نحوه مجروحیت ایشان هم خیلی جالب است که 2 دست و 2 چشمش را از دست می دهد و به مغزش ضربه می خورد و سرتا پایش زخمی می شود. وقتی برادرش به سوریه برای عیادتش می رود مانند واقعه کربلا بالای سر برادر قرار می گیرد و هنگامی که خانواده اش وضعیت حامد را از او می پرسند به آن ها می گوید که حامد شبیه حضرت ابوالفضل(ع) جانباز شده است و من هم به این دلیل نام کتابم را «شبیه خودش» گذاشتم. شهید حامد جوانی 40 روز در کما بود تا این که در ماه رمضان به شهادت رسید.

واقعا جای تامل دارد دانستن زندگی این مردان الهی را که آن چنان که دوست داشتند زیستند و به شهادت رسیدند.

بله، ما هم به قدر توان می توانیم به انتشار خاطرات آن ها بپردازیم و کار اصلی را آن شهیدان انجام دادند. من هم امیدوارم در حد خودم توانسته باشم کاری کرده باشم و امیدوارم طوری رفتار کنیم که فردای قیامت شرمنده این شهیدان نشویم. مساله دیگر در مورد پدر و مادر شهید حامد جوانی است که واقعا روحیه خاصی دارند و من سر تعظیم در برابرشان قرار می دهم که با اشتیاق به استقبال شهادت پسرشان رفتند.

 

 پایان بخش این گفت و گوی قابل توجه، انتشار وصیت نامه شهید حامد جوانی بوده که در آن آمده است:

 

« بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباعبدالله

یاحسین تا آخرین قطره‌ی خون نمی‌گذاریم دوباره خواهرت به اسارت برود. تنها دلخوشی من برادر زاده‌ام علی است که وقتی او بزرگ شد بگوید که عمویت برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) رفته و شهید شده است، بگذارید علی افتخار کند.

مادر عزیزم اگر بنده توفیق شهادت پیدا کردم و برای من مجلس یادبود گرفتید در عزای من گریه نکنید چرا که دشمنان اسلام شاد و خرم می‌شوند و اگر گریه کنی در روز قیامت حلال نمی‌کنم و نیز مادرم بنده انشاالله در این سفر که به سوریه می‌روم عمودی می‌روم و افقی به ایران بازمی‌ گردم و نیز به گروه موزیک لشکر بگویید چون من با شما سابقه دوستی و همکاری داشتم موقع ورود پیکر من به تبریز بصورت عالی و منظم به نواختن موزیک بپردازید. پدر عزیزم به دلم افتاده که این آخرین سفر من به سوریه می‌باشد و می‌دانم که شهید خواهم شد لذا از صمیم قلب مرا حلال کنید.

ای عاشقان اهل بیت رسول الله من خیلی آرزو داشتم که ۱۴۰۰ سال پیش بودم و در رکاب مولایم امام حسین(ع) می‌جنگیدم تا شهید شوم و حال وقت آن رسیده که به فرمان مولایم امام خامنه‌ای لبیک گفته و از اهل بیت پیامبر دفاع بکنم. لذا به همین منظور عازم دفاع از حرمین به سوریه می‌شوم و آرزو دارم همچون حضرت عباس(ع) در دفاع از خواهر بزرگوارشان شهید بشوم.

 

۲۵ فروردین ۹۴

«حامد جوانی»

اخبار مرتبط

فراخوان نوزدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان منتشر شد